اخبار ویژه

کد خبر : 251002 تاریخ ثبت : 1398/10/10 16:29:34
معرفی بانوان شهید استان بوشهر؛

شهید خاتون علی زاده داوودی

شهید خاتون علی زاده داوودیزنان در دوره‌های مختلف از تاریخ پرحماسه ایران اسلامی نقش با شکوه و بی‌بدیلی در جامعه ایفا کرد‌ه‌اند. از جمله مقاطع تاریخی که زنان دوشادوش مردان در جامعه ما حضور داشتند انقلاب اسلامی و پس از آن هشت سال دفاع مقدس بود که با هم‌صدایی و همراهی مردان حماسه جاودان را آفریدند.

به گزارش آزادنما؛ در راستای برگزاری کنگره سرداران و 2121 شهید استان بوشهر و همچنین برپایی اجلاسیه ملی زنان شهید و ایثارگر استان بوشهر بر آن شدیم تا به معرفی این شیر زنان دیار نخل و آفتاب و دریا بپردازیم.

 

شناسنامه

نام: خاتون
شهرت: علیزاده داوودی
نام پدر: حسین
نام مادر: طلا
محل تولد: چهارمحال گناوه
تاریخ تولد: 9/7/1319
تحصیلات: 
وضعیت تأهل: متأهل 
تعداد فرزندان: پنج دختر و پنج پسر
شغل: خانهدار
تاریخ شهادت: 31/6/1359
علت شهادت: بمباران هوایی آبادان
محل دفن: آبادان

 

زندگینامه

لالههای بیسر

خاتون آن روز به رسم مهماننوازی جنوبیها، برای پذیرایی از ایرج، قلیه ماهی پخته بود و در آن هیاهو و سروصدای مهیب شلیک گلوله توپخانه عراق و با وجود شرایط سخت بارداری از مهمان خود، پذیرایی میکرد. پس از صرف ناهار، ایرج به قصد بازگشت به چهارمحال، در ورودی دالان حیاط ایستاده بود و خاتون، زهرا و زهره که مینا در بغلش جا خوش کرده بود مسعود و منصور به قصد بدرقه در حیاط و وسط دالان ایستاده بودند. خاتون نگران مهمان خود بود و میخواست هر چه زودتر او را بدرقه کند. با صدای بلند و پر از دلواپسی، عبدالحسین را که تازه از راه رسیده و برای خوردن آب به داخل اتاق، رفته بود، صدا زد که مش عبدالحسین بیا دیگه، کجایی؟
ساعت 13:45 دقیقه بود که صدای اولین انفجار در شهر شنیده شد. مردم گروه گروه از شهر خارج میشدند با وسیلهی نقلیه و یا با پای پیاده تا از این طریق، جان خود و فرزندانشان را نجات دهند. طولی نکشید که صدای مهیبی، همگی صداها را خاموش کرد و گردوغبار همه جا را پوشاند. وقتی مسعود چشم باز کرد با صحنهی دلخراشی روبرو شد که تا آن موقع ندیده بود. تمام اعضای خانواده به جز دو سه نفری که بیرون بودند و پدر که در اتاق منزل بود، همگی نقش بر زمین شده بودند. مادر و زهرا جلوی چشمانش، بدون سر افتادند و ایرج بیجان و بیرمق روی زمین افتاده بود. عبدالحسین که تازه، خنکای آب، دلش را خنک کرده بود، خیلی زود، جگرش سوخت. مادر و زهرا نه سر داشتند و نه چشم سر، که به حلقهی اشک چشمانش زل بزنند و لحظات وداع را مرور کنند. مسعود، منصور، زهره و مینا هم مجروح و بیهوش، جلوی چشمانم به خاک و خون غلطیده بودند. امدادگران وارد منزل شدند تا شهدا را به معراج شهدای آبادان و  خواهر و برادران مجروح را به بیمارستان شرکت نفت آبادان، انتقال دهند. آن روز محلهی احمد آباد آبادان داغدار لالههای بیسر بود.

 

شاهدی ارواح پاک و مطهر شهدا بخصوص شهدای زن استان بوشهر صلوات

الهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

اخبار مرتبط
    کلمات کلیدی
    ثبت دیدگاه
    آخرین اخبار
    نظرسنجی
    آیا از قالب سایت راضی هستید؟

    - نتایج